خانه » كتاب : داستانهاى استاد » على (ع ) و مرد يهودى
23

على (ع ) و مرد يهودى

مردى يهودى براى اين كه اميرالمؤ منين على (ع ) را به حوادث نامطلوبى كه در صدر اسلام بر سر خلافت در ميان مسلمين رخ داد سركوفت دهد گفت :
– ما دفنتم نبيكم حتى اختلقتم فيه .
هنوز پيامبرتان را دفن نكرديد كه درباره اش اختلاف كرديد.
و چه زيبا پاسخ گفت على . فرمود:


– انما اختلقنا عنه لافيه ولكنكم ما جفت اءرجكم من البحر حتى قلتم لنبيكم اجعل لنا الها كما لهم الهة فقال انكم قوم تجهلون .
– تو اشتباه مى كنى ، ما درباره خود پيامبران اختلاف نكرديم ، اختلاف ما درباره دستورى بود كه از پيامبر ما رسيده است كه آيا چنين است يا چنان . اما شما هنوز پايتان از دريا خشك نشده بود كه به پيامبر خود گفتيد براى ما مانند اين بت پرستان بتى بساز، و پيامبرتان گفت :
– همانا شما قومى هستيد كه نادانى مى كنيد.(84)
يعنى اختلاف ما با قبول توحيد و نبوت بود. اختلاف ما اين شكل را داشت كه آيا آنكه به حكم اسلام و قرآن بايد جانشين پيامبر شود شخص ‍ معين و پيش بينى شده است و يا شخصى كه خود مردم او را به عنوان جانشينى انتخاب و تعيين مى كنند؟ اما شما يهوديان در حال حيات پيامبرتان مطلبى را پيش كشيديد كه از ريشه ، ضد با دين شما و تعليمات پيامبر شما بود.(85)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.