خانه » كتاب : داستانهاى استاد » پرهيز از رفيق بازى
23

پرهيز از رفيق بازى

داستانى از على (ع ) در تاريخ مسطور است كه از اين جهت آموزنده است :
آنگاه كه على (ع ) به فرماندهى يك سپاه با سربازانش از يمن برمى گشت و حلّه هاى يمنى همراه داشت كه متعلق به بيت المال بود، نه خودش ‍ يكى از آن حلّه ها را پوشيد و نه به يكى از سپاهيان اجازه داد در آنها تصرف كند، يكى دو منزل نزديك مكه – آن وقت رسول خدا براى حج به مكه آمده بودند – خود براى گزارش زودتر به حضور رسيد و سپس ‍ برگشت كه با سربازانش باهم وارد مكه شوند وقتى كه به محل سربازان رسيد، ديد آنها آن حلّه ها آورده و پوشيده اند، على بدون هيچ ملاحظه و رودربايستى و مصلحت انديشى سياسى ، همه را از تن آنها كند و به جاى اول گذاشت .


سربازان ناراحت شدند وقتى كه به حضور رسول خدا رسيدند، از جمله چيزهايى كه رسول خدا از آنها پرسيد اين بود كه از رفتار فرمانده تان راضى هستيد؟
گفتيد: بلى ، اما… و قصه حلّه ها را به عرض رساندند.
اينجا بود كه رسول خدا (ص ) جمله اى تاريخى را درباره على فرمود:
((انه لاخيش فى ذات اللّه .))
او خشن ترين فردى است در ذات خدا، يعنى على آنجا كه پاى امر الهى برسد، از هر گونه مصانعه و ملاحظه كارى به دور است . مصانعه و مصانعه دوستى نوعى ضعف و زبونى است و نقطه مقابل آن خشونت اصولى است كه نوعى شجاعت و قوت است .(86)

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.